پسر هنرمندمن...
سلام شکوفه گیلاس ...
علی جونم امروز صبح داشتم صبحانه حاظر می کردم و شما داشتی بازی می کردی یه لحظه به ساکت بودنت شک کردم واومدم با این صحنه مواجه شدم
رفتی خودکار و کاغذ پیدا کردی اما...

به جای کاغذ پاهاتو توشتی ...
آفرررررررررررررررررین به پسرزرنگم

اینم یه عکس با آقا خره که از اولین روزی که خریدیم باهاش مشکل داشتی و ازش می ترسیدی منم
نبردمش خونمون مونده خونه مادر جون ولی چند روز پیش خودت خواستی که باهاش بازی کنی

قربون اون طرز نشستنت بشم که مثل آقاها تلوزیون تماشا می کنی و میوه می خوری
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



پسر هنرمندمن...
